آیا من یک بومی هستم؟!
جمعه، 16 اسفند 1398
آیا من یک بومی هستم؟!
سال 1398 رو به پایان است ، سالی که سیل،تحریم،زلزله و اکنون نیز کرونا ، در سایه ی بی تدبیری دلتمردانمان بسیاری از ما را درگیر خود کرده و ایران عزیز را در ماتم بسیاری از هموطنانمان فرو برده است.
سال 1398 رو به پایان است ، سالی که سیل،تحریم،زلزله و اکنون نیز کرونا ، در سایه ی بی تدبیری دلتمردانمان بسیاری از ما را درگیر خود کرده و ایران عزیز را در ماتم بسیاری از هموطنانمان فرو برده است .
با این وجود ، زندگی جاری است و امید و آرزو به بهبود اوضاع و احوال ملک و ملت همچنان پابرجا ؛ حتی در چنین اوضاعی نیز نمیتوان منکر امید به آینده ای روشن در ملتی شد که با وجود بی تدبیری ها ، بی تفاوتی ها ، سیاست زدگی ها و... با حضور در انتخابات اسفند 98 ، وکیلان خود در مجلس شورای اسلامی را برگزیده و با مشارکت در این امر مهم ؛ پویایی اجتماعی خود را به اثبات رساندند .
آیا این بازی در زمین دشمن نخواهد بود که این میزان مشارکت ملتی را که درگیر انواع و اقسام مصایب و مشکلاتند ، کم جلوه داده و آن را بی اهمیت ارزیابی نماییم ؟ تصور آنکه اتفاقاتی اینچنین در یکی از کشورهای مدعی دموکراسی به وقوع پیوندد و با این وجود مردمان آن کشور مشارکتی نزدیک به 50 درصد را در یکی از اتفاقات مهم اجتماعی نشان دهند بسیار دور از ذهن است !!
انتخابات اسفند 98 را باید از زاویه ی دید مردمی ارزیابی کرد که در سایه ی بی تدبیری و سیاست زدگی دولتمردانشان ، به انواع و اقسام مشکلات گرفتارند و با این وجود بزنگاه تاریخی را تشخیص داده و در انتخابات مشارکت نمودند . این مردم سزاوار فراموشی بعد از انتخابات نیستند !!
مسئولین و دست اندرکاران ، باید بدون توجه به بازی ها و زد بندهای سیاسی ، تمام توان و هم و غم خود را مصروف آسایش و امنیت و توسعه ی اجتماعی چنین ملت نجیب و بزرگواری نمایند. انتخابات اسفند 98 نیز به پایان رسید و منتخبان ملت پس از کش و قوسهای بسیار ، انتخاب و معرفی گردیدند .
اصولا هر انتخاباتی واجد دو دسته از ملت است ؛ آنانکه که به امید اقبال ملت ، خود را در معرض انتخاب انان قرار میدهند و آنانکه به امید آینده ای بهتر ، انتخاب میکنند . اکنون که با وجود تمامی اتفاقات تلخ و شیرین ، این انتخابات به اتمام رسیده است و منتخبان ملت معرفی گردیده اند انتطار دیگری از آنان نمیرود جز آنکه با تمام وجود و امکانات ، در فراهم آوردن موجبات توسعه و پیشرفت استان و مردم آن ، بدون توجه به حواشی و جناح و جناح بازی های سیاسی بکوشند وخدای ناکرده نام خود را از آلودگی به حواشی و بازی های نامبارک سیاسی دور نگاه دارند .
در مقابل ، آنانکه با هزاران امید و آرزو در فضای ناسالم ناشی از بازی های جناحی و سیاسی ، اقدام به انتخاب وکیل خود در مجلس نموده اند ، نباید کار خود را تمام شده تلقی نمایند و باید از این پس ، مطالبات به حق خود و جامعه را از منتخبان پی گیری نمایند .
در این میان ، توجه به این نکته ضروری است که منتخبان ؛ نماینده ی تمامی آنانند که در انتخابات شرکت نموده اند ، چه موافقان و چه مخالفان ، بنابراین مطالبات اجتماعی و پی گیری این مطالبات نباید به ورطه ی فراموشی سپرده شود تا وکیلان منتخب نتوانند به حاشیه ها و بازی های سیاسی بیشتر از مطالبات حوزه های خود ارج و بها نهند . سالهای مدیدی است که فعالان و دلسوزان مدنی کرد و علاقمندان به فرهنگ کرد و کردستان اذعان دارند که ما در توسعه ی استانمان و ایجاد زیرساختهای اساسی در این استان ؛ همپای سایر استانهای ایران عزیز نبوده ایم و اکنون دچار مشکلات عمیق و اساسی در بسیاری از جوانب اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و... هستیم . مشکلات ریز و درشتی که همه به وجود آنها اذعان داریم و میشود گفت که به نوعی همزیستی مسالمت آمیز هم با آنها رسیده ایم !! تا جاییکه بعضی از مشکلات را چنان عمیق و اساسی میدانیم که چاره ای جز تحمل آنها نداریم و حتی درپاره ای موارد از طرح انها نیز هراس داریم !! چرا که در ناخودآگاهمان آنها را غیر قابل حل میدانیم و چنان مرعوب و مغلوب شده ایم که فرصتهای پیش آمده و نادری را که گاه گاهی دست سرنوشت در اختیارمان قرار داده ، به سادگی از دست داده و پس از ان انگشت حسرت به دندان گزیده ایم !!
چه کسی میتواند نقش مسئولین بلند پایه ی هر استانی را در توسعه ی همه جانبه ی ان استان انکار نماید ؟ چه کسی میتواند نقش یک مسئول با تجربه ، متخصص و متعهد را در فراهم آوردن امکانات اولیه ی توسعه منکر شود؟ بسیاری از فعالان مدنی و فرهنگی استان ، توان لابی گری و ارتباطات یک مسئول بلند پایه را یکی از مهمترین فاکتورهای اولیه برای جذب امکانات و بودجه از مرکز دانسته و بر آن تاکید داشتند هر چند که میدانیم در یک سیستم سالم و بدون عیب و نقص ، این موضوع نمیتواند به خودی خود چنین اهمیت و اعتباری داشته باشد اما ناگفته نماند که برای توسعه و پیشرفت استانمان ، باید و باید تمام راه ها و امکانات را در نظر گرفته و به هر پاره چوبی دست یازیم !!
در چنین اوضاع و احوالی ، در زمانه ای که آمارهای بیکاری ، فقر ، اعتیاد ، طلاق و ناهنجاری های اقتصادی و اجتماعی در بالاترین سطوح است و تبعات ناشی از آنها تقریبا تمامی لایه های اجتماعی مردم مان را درگیر خود ساخته و هر کس به طریقی با مشکلات اساسی و غیر قابل حلی روبرو و پنجه در پنجه است ؛ فردی از تبار خودمان با کوله باری از تجربه ، تخصص و تعهد و با پیشینه ای درخشان در مدیریت های سطح ملی و توان لابی گری بالا در مرکز ، خود را در معرض انتخاب ما قرار داد تا بر عهده ی او مسئولیتی را واگذاریم و بار مشکلات گذشته و آینده ی خود را به تجربه و تخصص او بسپاریم. یکبار دیگر شاهد ان بودیم که فرصتی دست داد تا با انتخاب فردی با تجربه ، متخصص ، متعهد و عاشق کرد و کردستان ، قطار توسعه ی استان را به او بسپاریم و بار بخشی از مشکلاتمان را بر دوش او گذاریم .
اما متاسفانه بازهم دست سرنوشت از آستین بدر آمده وباعث گردید کسی را که صادقانه برای خدمت به ما ، با تمام توان و امکانات به میدان آمده بود را از خود برانیم و در کمال ناباوری چنین فرصت گرانبهایی را از دست بدهیم .
برای بسیاری از ما باور چنین فرصت سوزی بی خردانه ای سخت و ناگوار است . آیا جز این است که سهل ترین و آسان ترین و مطمئن ترین راه برای احراز توانایی یک کاندیدا ، توجه دقیق و موشکانه به گذشته ی کاری و برنامه ی آینده ی اوست؟
از یک کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی جز انتظار قانون گذاری مفید و نظارت دقیق بر کار مدیران استانی چه انتطار دیگری میتوان داشت ؟
ایا برای انجام این وظایف ، کاندید این نمایندگی نباید با هر دو مقوله آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند به نحو احسن آنها را انجام دهد؟
آیا بهتر نبود کسی را برمیگزیدیم که خود دو دوره در همین شغلی که برای انجامش اعلام آمادگی کرده بود انجام وظیفه نموده بود و مضاف بر آن ، سالهای بسیاری از عمر شریفش را در پستهای بالای مدیریتی و سطوح بالای نظام اجرایی این مملکت ، سپری نموده بود؟!
چنین فرصتی کجا برایمان پیش خواهد آمد؟!دوباره کی خواهیم توانست چنین کاندید توانایی را راضی کنیم که از زندگی راحت و بی دغدغه ی خود دست کشد و با فداکاری و از خود گذشتگی بار مشکلات ما را بر دوش نهند؟
آیا 40 سال مدیریت در سطوح عالی این مملکت ، بدون حتی یک برگ تخلف ، موید صلاحیت مهندس زرین گل برای احراز نمایندگی نبود؟معیار ما برای انتخاب چه بود؟چه میخواهیم؟!!
آیا نباید بپذیریم که جامعه ی کنونی ما واجد شکاف های اجتماعی فراوانی است ، شکاف قومیتی، شکاف مذهبی، شکاف طبقاتی، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی و... ایا وقت آن نرسیده که فکری برای این گسستگی اجتماعی و تبعات آن کرد؟
آیا وقت آن نرسیده که تعریف درستی از بومی و بومی گری به دست داد تا همچون گذشته ، بارها و بارها ملعبه ی دست هر گروه و قشری نگردد؟!! در زمانه ای که از خارج ، تحت شدید ترین تحریمها و جنایات ظالمانه ی آمریکا و شرکای منطقه ایش قرار داریم و بد عهدی ها و پیمان شکنی های اروپا نیز آزارمان میدهد و در داخل نیز بحرانهای طبیعی و مصنوعی ، "علی برکه الله" هر از چندی ، گوشه ای از مملکت زیبایمان را به کام خود میگیرد و کلید معروف دولت تدبیر و امید نیز راه به جایی نمی برد ؛ ملت ایران با شرکت در انتخابات نشان دادند که به اینده ای روشن در پرتو رهبریت نظام و صندوق رای اعتقاد دارند و همچنان امیدوار و مصمم ، توسعه ای همه جانبه را از نمایندگانشان مطالبه خواهند کرد .
در این اوضاع و احوال نابسامان ، چرا باید اجازه داد که شأن نماینده ی ملت تا حد گاز کشی و لوله کشی،آب و فاضلاب،جاده و شن ریزی و آسفالت کوچه و خیابان پایین آید ؟
چرا باید اجازه داد تا این حد بحث مالی در انتخاب یک نماینده ی ملت پررنگ باشد؟
آیا به همین راحتی میتوان بر آرای یک ملت تاثیر گذاشت؟!
آیا مردم نباید بدانند که اینها اصلا از وظایف نمایندگان نیست؟ ترمیم این خرد جمعی بر عهده کیست؟!
........
یاداشت از مهرزاد درافشانیان
نویسنده: مدیر ارشد
چاپ خبر
جلال برومند 16 اسفند 1398 - 21:47
سلام دستمریزاد با کمال تاسف چنین وضعیتی نه در سنندج ودیوانده وکامیاران روی داد در بانه وسقز هم همین وضعیت پیش آمد ودست اندر کاران امر انتخابات باید در آینده جوابگوی خون شهدا واین مردم باشند
پاسخ
ارسال نظر
*نام
ایمیل
*نظر
 
اخبار مرتبط